بـــــــــــرای تو مینویسم آهستــه بخوان

من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد...

 

 
http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com  http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com 
 
 
نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1392ساعت 7:40 توسط دختر آبان|

من به خودم قول میدهم که ...

من به خودم قول میدهم که ...

آنقدر قوی باشم که هیچ چیز نتواند آرامش ذهنم را برهم زند.

هرکسی را که می بینم با او از سلامت و خوشبختی صحبت کنم

کاری کنم که دوستانم احساس کنند گوهر ارزشمندی در درون آنهاست

تنها به بهترین ها بیاندیشم،

تنها برای رسیدن به بهترین ها کار کنم و تنها انتظار بهترین ها را داشته باشم.

درست به همان اندازه که مشتاق موفقیت خود هستم، مشتاق موفقیت دیگران نیز باشم.

اشتباهات گذشته را فراموش کنم و تمرکزم را روی دستاوردهای بزرگ آینده بگذارم.

همیشه سیمایی بشاش داشته باشم و به هر آفریده ی زنده ای که می بینم لبخند ببخشم.

آن قدر روی رشد خود وقت بگذارم که دیگر وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشم.

آن قدر آزاده باشم که فرصتی به نگرانی،

آن قدربلند نظر که فرصتی به خشم

آن قدر قوی که فرصتی به ترس

و آن قدر خوشبخت که فرصتی به بدبختی ندهم.

تصورم از خود نیک باشد و این را به جهان اعلام کنم؛ نه با صدای بلند، بلکه با کردار نیک .

با این اعتقاد زندگی کنم که کل جهان طرف من است؛ مادامیکه به آن بهترینی که در وجودم است، وفادار بمانم .

کریستین دی لارسن

نوشته شده در پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 23:0 توسط دختر آبان|

حس نوشتن دارم و یک دنیا حرف

اما این بار واژه ها حقیرند برای بیان فریاد دلم

پس : سکوت خواهم کرد شاید وجدان تقدیرم به درد بیاید

نوشته شده در چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 4:13 توسط دختر آبان|


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 12:39 توسط دختر آبان|

دلم گرفته مشکلات از همه طرف دارن بهم فشار میارن برام دعا کنید غرق نشم...

نوشته شده در یکشنبه 19 مرداد1393ساعت 1:0 توسط دختر آبان|

خــــدایـــــا …

آغـوشـتـــــ را امـشـبـــــ بـه مـن مـی دهــی؟؟؟

بـرایِ گـفـتن،چــیـزی نـدارم...

امـا بـرای ِ شـنیدن ِ حــرفـهایِ تـو گــوش بســیـار...

مـی شـود مـن بـغـض کـنـم، تـو بـگــویی:مـگر خــدایـتــــ نبـاشـد کـه تـو اینـگـونـه بغـض کنــی...

مـی شـود مـن بگـویم خــدایـا؟! تـو بگــویـی:جـانِ دلـم...

مـی شـود بـیــایــی؟؟؟؟

تــــمـــنــــــا مـی کنــم...

 

نوشته شده در سه شنبه 7 مرداد1393ساعت 17:40 توسط دختر آبان|

ヽ☂ヽ`☁、ヽ☂ヽ `☁``☂、

بـﮧ گوش خــُدا برســـانید

آدَمـ ـﮧ ایـלּ حـــَوا

ســالهـــاست ڪـﮧ رَفتـﮧ اَســت

ایـלּ حــَواے تنهــــا را برگرداלּ پیـش خودَت

بهشتــَش را نمــے خواهــَمـ

بـﮧ جهنمــش هــَـمـ راضـے اَمـ

هــَرجــایـے باشــَد جــُز ایـלּ دُنیـــا

ایـלּ دُنیــا زیــادے بوے آدَمـ گرفتــﮧ اَســت ...

مَـלּ حـَــوّاے پـُـر اَز بـُـغضـَـمـ ...

ヽ☂ヽ`☁、ヽ☂ヽ `☁``☂、


برچسب‌ها: آدم و حوا
نوشته شده در دوشنبه 6 مرداد1393ساعت 23:22 توسط دختر آبان|

ای خدا چرا این آدم اینقدر وحشیه ؟؟؟؟چرا اینقدر سگ اخلاقه ؟؟؟روانیههه؟ اینقدر دلم گرفته دیگه خسته شدم از دستش چقدر بکشم آخه ؟؟؟چقدر تحمل کنم ؟؟؟ هر روز گه تر از دیروز آخه خدا من چیکار کردم گرفتار اینا شدم؟؟؟ بخاطر یه قبض تلفن که 33 روز از مهلت پرداختش گذشته توی تمام این روزها پولشو نداده حالا قرار فردا قطع بشه توی این چند ساعت باید پرداخت بشه و من گناه کبیره کردم که با 1818 پرداخت نکردم و با آپ پرداخت کردم گناه منم اینه که اگه قطع بشه تقصیر منه ... اینقدر سرم داد کشیده سر درد گرفتم خدا خودشو و مادر گه شو لعنت کنه با این اخلاق های سگشون خدایا خسته شدم چقدر گریه کنم چقدر صبوری کنم چقدر توخودم بریزم آخه دیگه حتی حوصله درد دل کردن با هیچکسو ندارم فقط اینجا برام مونده لعنت به این زندگی بد من 

 

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 22:14 توسط دختر آبان|

نمی دانــم چـــــــــرا . . .
بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده ام
بــه " تــــو " !!
شــایـــد
فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم .

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 17:11 توسط دختر آبان|

ﺩﯾﺸﺐ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﻴﺶ ﺧﺪﺍ ...
.
.
.
.
.
.
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ 5 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﻮﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺘﻢ :ﺧﺪﺍﺟﻮﻥ ﮐﻞ ﻋﻤﺮﻣﻮ ﻣﯿﺪﻡ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ !!

ﺧﺪﺍﺑﻐﻀﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﺩﻣﺎ

"" ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩﺕ ""

ﺑﻤﯿﺮﯼ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ...

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 13:7 توسط دختر آبان|

khodaya tanham nazar nemidunam bayad chi kar konam komakam kon khodet rahe dorosto behem neshun bede.dooset daram khodaye mehraboonam 

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 13:3 توسط دختر آبان|

امروز یه روز فوق العاده بود پر از اتفاق ها و خبرهای عجیب و غریب. برای من که این چند وقت هیچکس حتی بهم اشتباهی هم زنگ نمیزد خیلی جالب بود که همش یهویی شد...

اولش اینکه آقا پستچی سیمکارت رایتل امروز برام آورد ولی فعال نمیشه کسی میدونه چطوری فعال میشه؟


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 0:38 توسط دختر آبان|

نماز عشق ترتیبی ندارد

چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست .( ارد بزرگ)

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر1393ساعت 16:19 توسط دختر آبان|

حوصلم سر رفته یه مشت آدم بدبخت و بی اراده دور وبرم هست که همشون به بدبختیشون راضین و هیچ تلاشی نمیکنن برای بهتر شدن و فقط غرغر میکنن .منم که میخوام زندگیمو عوض کنم اینقدر سوال و چرت و پرت میپرسن که آدم انگیزشو از دست میده همش میگن نه نمیشه نمیتونی ولی من نشون میدم که میشه و میتونم بشینن تماشا کنن.

دلم میخواد یه روزی بیاد اونیکه منو تنها گذاشت رفت پی عشق و حالش بیاد خوشبختی و موفقیت منو ببینه و حسرت بخوره هرکس هرچی میخواد بگه ولی من دوست دارم حسرت خوردن چند نفرو توی زندگیم ببینم و این باعث خوشحالیم میشه 

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر1393ساعت 15:21 توسط دختر آبان|

الفبای موفقیت

الف: اشتیاق رسیدن به نهایت آرزو

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خویشتن داری در برابر ، تهمت ها و ناسزاها

د: دوراندیشی برای تحول زندگی

ذ: ذکرگویی برای اخلاص عمل

ر: رضایتمندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکفتن علت ها

س: سخاوت برای گشایش در کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت داشتن

ض: ضرر را تحمل کردن

ط: طهارت و پاک بودن نیت در راهی که قدم برداشته ایم

ظ: ظلم نکردن و مظلوم نبودن

ع: عمل به دانسته ها

غ: غیرت نسبت به اهداف

ف: فکر بزرگ در سر داشتن

ق: قدرشناسی نسبت به همه

ک: کمال گرایی

گ: گذشتل: لزوم ایمان به قدرت لایزال

م: مشکلات را شکلات دیدن

ن: نداشتن ترس و هراس از تلاش

و: وابسته پنداشتن موفقیت خود فقط به 2 نفر : خدا و خودمانه : هدف دقیق و مناسب داشتن

ی: یافتن راه درست برای رسیدن به هدف

برگرفته از کتاب ((شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید)) نویسنده مسعود لعلی

 پ.ن: این مطلبو از یه وبلاگ کش رفتم کلیک راستشو بسته بود فکر کرده اینجوری دیگه هیچکس نمیتونه کپی کنه.چه کاریه آخه ! ارث باباتون که نیست اینکارا رو میکنید 

نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت 11:11 توسط دختر آبان|

سلام به همه

اول اینکه  ماه رمضون دیگه شورشو در آورده الان ساعت ده من دارم از گشنگی میمیرم تازه یه چیز وحشتناک دیگه هم  این که از کانال کولر به شدت بوی شیرینی تازه میاد آخه همسامون قنادیه والان من رو به بی هوشی هستم. یا الهاااااااا معبودااااااا عید فطر برسون  دیگه .

دوم اینکه دیشب یه عالمه سر والیبال حرص خوردم اگه اینا خسته بودن  و استراحت نکرده بودن  اون برزیل فلج چطوری تونسته ایتالیا رو سه –صفر ببره؟؟؟؟؟ حقشونه الان میخورن به ایتالیا و اون شامپو ایوان با سرویس هاو اسپک هاش سرویسشون میکنه بخدا حیف بووود از آمریکا ببازن خیلی الکی بازی باختن .

سوم اینکه جونم براتون بگه  امشب آخرین شب قدره هممون قدرشو خیلی خوب بدونیم ایشالله برای همه بهترین ها رقم بخوره .خیلیها هستن از خدا دلگیرن و باهاش قهرن امشب یه یا الله بگن ایشالله به حاجت دلشون برسن به حق این شب بزرگ.

ازهمه التماس دعا دارم یه خانومی هست سرطان خون داره براش دعا کنید و اینکه بابابزرگ خودم شش ساله دیالیز میشه دعاکنید حالش بهتر بشه دلش میخواد خونه ای که دارن میسازنو ببینه و بره توش زندگی کنه. ایشالله خدا همه مریض هارو خوب کنه.

 امشب هرچی از خدا بخوایم کمه .برای خودمم التماس دعا دارم وسط آمین هاتون منم یاد کنید اگه لایق دونستید...

چهارم هم یه چیزی میخواستم بگم ولی الان خون به مغزم کم میرسه یادم نمیاد

فعلا همین

شاد باشید

 

نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت 10:37 توسط دختر آبان|

نمیدونم چرا این بلاگفا با من لجه هر وقت یه مطلب بلند مینویسم ثبت نمیشه هیچ همش هم پاک میشه منم برای عمه ش یه عالمه دعای خوب میکنم حالا هم  واسه اینکه بسوزه میشینم دوباره تایپ میکنم البته الان دراز کشیده دارم اینکارو میکنم 

نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت 10:14 توسط دختر آبان|

ﺑــﺮﺍﯾﺘـــﺎטּ ﺩُﻋـــﺎ مـے ﮐﻨـــﻢ 

ﺩَﺳﺘﺘـــﺎטּ ﺩَﺭ دَست ﺍﻭ ڪــہ ﺩﻭﺳﺘــﺶ ﺩﺍﺭﯾـــﺪ 

ﮔـــﺮﻩ ﺑـُـﺨـﻮﺭﺩ 

ڪــہ ایـטּ ﺧـــﻮﺩِ ﺧـــﻮﺩِ ﺧﻮشبختیست.

پ.ن : دوستای عزیزم توی این شبهای قدر برای همدیگه دعا کنیم میگن از زبونی که خودت باهاش گناه نکردی دعا استجابت میشه برای همدیگه دعا کنیم 

نوشته شده در جمعه 27 تیر1393ساعت 11:16 توسط دختر آبان|

سلام به همه ،ایشالله نماز روزه هاتون قبول باشه امشب رفته بودم مسجد مراسم احیا تازه اومدم خونه میخواستم  الان بشینم واستون تعریف کنم ولی یه عقده ای خانوم لامپو خاموش کرد که بخوابه منم حوصله بحث کرد باهاشو ندارم فردا میام مینویسم الان  به زور کیبورد میبینم .خدا فردارو بخیر بگذرونه باز این بابا میخواد بیاد بره رو اعصابم  مغزمو بترکونه سر هیچ و پوچ دعا کنید برام :( از الان دارم غصه شو میخورم :( راستی چه حیف شد والیبال باخت :( 

نوشته شده در پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 4:51 توسط دختر آبان|

واقعا توی این روزها آدم بی حوصله و کلافه میشه از یه طرف گرمای هوا و از یه طرف ماه رمضون و روزه داری واقعا سخته. حال بیرون رفتن هم ندارم همش میام توی نت میچرخم آخرشم هیچی.تصمیم گرفتم خاطراتت روزانمو بنویسم کاش اینجا مثل قبل میشد :( چندتا دوست خوب داشتم میومدن نوشته هامو دنبال میکردن ولی الان هیچکس نیست انگیزه نوشتن ندارم :( هیییی روزگار بیان نظر بذارین دیگه :(

نوشته شده در چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 9:19 توسط دختر آبان|


آخرين مطالب
» POST SABET
» من و قولم
» حس نوشتن
» 19mordad
»
» خدایا...
» حوا
» قبض تلفن
» پیله
» قانون
قالب برای بلاگ