بـــــــــــرای تو مینویسم آهستــه بخوان

من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد...

 

 
http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com  http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com 
 
 
نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1392ساعت 7:40 توسط دختر آبان|

اشکهام برای رفتنت تمومی نداره ... مرتضی پاشایی تا ابد تو قلب ما جاداری  روحت شاد ((((((((((((((((((((((((((

نوشته شده در جمعه 23 آبان1393ساعت 14:40 توسط دختر آبان|

salam be hame 4 shanbe va 5 shanbe rafatam vasayele kashte nakhono az bazar kharim

ishalla ke hame chi khub pish bere o betunam khub kar konam 

emshab ba mami raftim masjed  jomeeye moharam ruze hazrate aliasghare 

hamunja az khoda khastam behaghe gelooye borideye ali asghare emam hosein unghadri behem pul bede ke dasto balam baz beshe sale dige hamchin shabi tu  masjed be hame nazri bedam 

amin ya rabalalamin

نوشته شده در جمعه 9 آبان1393ساعت 23:14 توسط دختر آبان|

روزای سخت زندگی من همچنان داره میگذره و من هرتلاشی که از دستم بر میاد میکنم ولی هیچی نمیشه 

خیلی سخته تنها بودن اینکه بود و نبودت واسه هیچ کس مهم نباشه و تو عشق یه طرفه داشته باشی 

اینکه بعد از چند ماه مجنون بودن یهو قید همه چیو بزنه و بهت پشت کنه کسی که بدون تو نمیتونست و توی لحظه لحظه های زندگیش با تو بود... بعد از شش ماه بی تفاوتی یه جواب ازش بشنوی که روزای اول دوستی بود داغ بودم شور و عشق داشتم الان دیگه واسم عادی شدی دوست معمولی هستی همون کسی که نصفه شب هم از خواب میپرید بهت اس میداد و میزنگید تا باهات حرف بزنه کسی که تا دلت میگرفت میومد پیشت کسی که واسش هیچی کم نذاشتی بخاطرش جلوی همه تحقیر شدی ولی چون داشتیش برات مهم نبود 

کسی که توی سخت ترین روزای زندگیت تنهات گذاشت و فکر خوشگذرونیش بود تو شبا با گریه میخوابیدی و اون توی فکر ردیف کردن دوستت واسه خودش بود 

کسی که با خیانتش تمام آرزوهاتو له کرد همه ی عشقتو سوزوند و نابودت کرد 

حالا هم میگه من که بدی در حقت نکردم دوستت بود که منو میخواست

تلخی این حرفهامو تا تجربه نکرده باشی درک نمیکنی...

بین من و تو خدا قضاوت میکنه و من منتظر اون روزم که پرده ها کنار بره و حقایق روشن بشه و دروغگو رسوا و خدا حکم کنه و میدونم جواب عشق پاک منو و دل شکسته و اشکهای هرشب و کابوس هامو ازت میگیره که اگه نگیره به عدالتش شک میکنم.

مشکلات من این قلب تنها و شکسته ام نیست پشت هر دختری باباشه و وقتی بابات تنهات بذاره توی این دنیا دیگه هیچی نداری بابام خیلی وقته توی خودشو و پول و بدهکاری هاش غرق شده و اصلا مارو نمیبینه 

مامان بیچاره ام بعد از این همه سال سکوت و سوختن وساختن تا میاد بخاطر ما حرفی بزنه میگه ناراحتی برو خونه بابات بخداوندی خدا اگه زبونم لال بلایی سرش بیاد بابابمو زنده نمیذارم که همه تقصیرها گردن اونه خیر نبینه که همش از دستش توی عذابیم به وام ازدواج آبجیم هم رحم نمیکنه 4ماهه عقد کردن یه چوب کبریت واسه جهاز این بیچاره نخریده اون وقت تا پول وامو دادن سریع میگه پول بدید به من چک دارم پاس بشه اگه ندید میرم نزول میکنم  به درک که میری برو بکن نه اینکه تا الان نکردی؟ سر پول وام یه دعوایی راه انداخت که بهش بده آبجی بدبختم اونم داغون شده بود گفتم من پشتتم نمیذارم بدی آخه طفلک چندروز دیگه میخواد با شوهرش بره وان یه کم خرید کنه واسه خودش میگن اونجا ارزونتره همین پولم بده به این دیگه با چی بره بخره .اومد بهم گفت برو به آبجیت بگو بده پولو چندروز دیگه پسش میدم گفتم نه اینکه دو تومن از پول قرعه کشی از مامان گرفتی گفتی به جون بچه ها دو روزه پس میدم .دادی؟ اون شب تا صبح فحشمون میداد ماهم اومده بودیم توی اتاق دررو بسته بودیک که نشنویم .یچاره مامانم دلم براش خیلی میسوزه هم از دست شوهرش هم از دست ما

امشب بهش میگم پول بده کارت بلیط یکساله مترو و اتوبوس ثبت نام کنم میگه ندارم میگم یارانه رو ریختن مال منو وآجیمو بده پول تورو نمیخوام پدرسگ میگه فردا چک دارم ایشالله خودتو وچک هات برین به درک.

خسته شدم از این وضع راستش یه وقتایی از اینکه راضی به ازدواج آبجی کوچیکه قبل از خودم شدم پشیمون میشم همش دارم تنهایی میکشم اون وقتا باز دوتامون توی یه وضع بودیم ولی الان چی؟اون عشقشو داره و من تنها حسودیم نمیشه بقرآن ولی دلم میخواست یکی بود که منم واسش مهم بودم  اینارو دارم باگریه تایپ میکنم همه بهم تیکه میندازن هرکس یه جوری آخی ایشالله توهم زود شوهرکنی بسه دیگه مجردی.با این ابروهایی که تو برمیداری کسی نمیفهمه مجردی بیاد بگیرتت و ازاین جور حرفا.... 

رفتم با معصوم کلاس کاشت ناخن ثبت نام کنم اونم دیگه شورشو در آورده اینقدر تو..ونه پسراست همه واسه سکس میخوانش بازم آدم نمیشه خودشو درست کنه به جلفترین شکل لباس میپوشه وآرایش میکنه فقط وفقط واسه جلب توجه دیگه حالمو بهم زده بدجور باهاش دعواکردم اونم قهرکرد رفت.خراب بودن راحته خوش میگذره به آدم توجیه کاراش هم سگ بودن باباشو مرگ مادرشه مگه هرکس بی مادر شده خراب شده؟

خسته ام نه از دوست شانس آوردم نه از عشق نه ازخانواده

تمرین سخت بودن میکنم ولی هرکسی یه ظرفیتی داره من دیگه به ته خط رسیدم تمام امیدم به کاشت ناخنه که بتونم کارکنم ولی هنوز پول دستگاهو وسایلشو ندارم موندم چیکار کنم.وام بگیرم؟ از کجا؟ قسطی بخرم؟نمیدونم فعلا الان چهار هفته است دارم میرم دانشگاه توی این گرونی فقط 40 تومن که اونم از کارتش برداشتم بهم داده که هشت تومن فقط پوله رفت و آمد هرهفته ام میشه تازه چندبار اتوبوس نبود با خطی رفتم پول جزوه و کتاب وکپی بماند ه9یچی هم نباید بخورم. اصلا نمیگه بدبخت تو دختری از کجا میاری؟ نمیگه ماهی خدا تومن اجازه میگیره از چهرتا مغازه اش اونوقت بچه بدبختش با دندونای خراب و حسرت یه گوشی و نداشتن پول توی جیب داره سر میکنه.اگه دانشجو نبودم میرفتم سرکار ولی به دانشجو که کار نمیدن هرجاهم که رفتم فقط واسه عشق و حال خودشون میخواستن یه دختر باشه که نگاش کنن و دوسه بار بهش تنه بزنن و آخرشم بگن بیا خونم... مگه من از خدا چی خواستم ؟ چرا صدامو نمیشنوه آخ من چیکارکنم

 

نوشته شده در سه شنبه 22 مهر1393ساعت 2:13 توسط دختر آبان|

kheyli ehsase tanhayi mikonam 

hameye talashamo mikonam vali bazam be yadesham khaste shodam az in vaziyat 

khodaya midunam sedamo mishnavi midunam kheyli gonah kardam 

khodaya to be bozorgio azemate khodet  va be haghe ahle beytet mano bebakhsh 

khodaya age ta tavalode emam reza khabare khubi behem nade mimiram

posht mikonam behameye in 1 sal talash kardanamo gheydesho mizanam 

dige nemitunam boridam khodaya komakam kon 

hameye omidam be  khoda o emam rezast 

khodaya naomidam nakon 

نوشته شده در چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 2:26 توسط دختر آبان|

من به خودم قول میدهم که ...

من به خودم قول میدهم که ...

آنقدر قوی باشم که هیچ چیز نتواند آرامش ذهنم را برهم زند.

هرکسی را که می بینم با او از سلامت و خوشبختی صحبت کنم

کاری کنم که دوستانم احساس کنند گوهر ارزشمندی در درون آنهاست

تنها به بهترین ها بیاندیشم،

تنها برای رسیدن به بهترین ها کار کنم و تنها انتظار بهترین ها را داشته باشم.

درست به همان اندازه که مشتاق موفقیت خود هستم، مشتاق موفقیت دیگران نیز باشم.

اشتباهات گذشته را فراموش کنم و تمرکزم را روی دستاوردهای بزرگ آینده بگذارم.

همیشه سیمایی بشاش داشته باشم و به هر آفریده ی زنده ای که می بینم لبخند ببخشم.

آن قدر روی رشد خود وقت بگذارم که دیگر وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشم.

آن قدر آزاده باشم که فرصتی به نگرانی،

آن قدربلند نظر که فرصتی به خشم

آن قدر قوی که فرصتی به ترس

و آن قدر خوشبخت که فرصتی به بدبختی ندهم.

تصورم از خود نیک باشد و این را به جهان اعلام کنم؛ نه با صدای بلند، بلکه با کردار نیک .

با این اعتقاد زندگی کنم که کل جهان طرف من است؛ مادامیکه به آن بهترینی که در وجودم است، وفادار بمانم .

کریستین دی لارسن

نوشته شده در پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 23:0 توسط دختر آبان|

حس نوشتن دارم و یک دنیا حرف

اما این بار واژه ها حقیرند برای بیان فریاد دلم

پس : سکوت خواهم کرد شاید وجدان تقدیرم به درد بیاید

نوشته شده در چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 4:13 توسط دختر آبان|


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 12:39 توسط دختر آبان|

دلم گرفته مشکلات از همه طرف دارن بهم فشار میارن برام دعا کنید غرق نشم...

نوشته شده در یکشنبه 19 مرداد1393ساعت 1:0 توسط دختر آبان|

خــــدایـــــا …

آغـوشـتـــــ را امـشـبـــــ بـه مـن مـی دهــی؟؟؟

بـرایِ گـفـتن،چــیـزی نـدارم...

امـا بـرای ِ شـنیدن ِ حــرفـهایِ تـو گــوش بســیـار...

مـی شـود مـن بـغـض کـنـم، تـو بـگــویی:مـگر خــدایـتــــ نبـاشـد کـه تـو اینـگـونـه بغـض کنــی...

مـی شـود مـن بگـویم خــدایـا؟! تـو بگــویـی:جـانِ دلـم...

مـی شـود بـیــایــی؟؟؟؟

تــــمـــنــــــا مـی کنــم...

 

نوشته شده در سه شنبه 7 مرداد1393ساعت 17:40 توسط دختر آبان|

ヽ☂ヽ`☁、ヽ☂ヽ `☁``☂、

بـﮧ گوش خــُدا برســـانید

آدَمـ ـﮧ ایـלּ حـــَوا

ســالهـــاست ڪـﮧ رَفتـﮧ اَســت

ایـלּ حــَواے تنهــــا را برگرداלּ پیـش خودَت

بهشتــَش را نمــے خواهــَمـ

بـﮧ جهنمــش هــَـمـ راضـے اَمـ

هــَرجــایـے باشــَد جــُز ایـלּ دُنیـــا

ایـלּ دُنیــا زیــادے بوے آدَمـ گرفتــﮧ اَســت ...

مَـלּ حـَــوّاے پـُـر اَز بـُـغضـَـمـ ...

ヽ☂ヽ`☁、ヽ☂ヽ `☁``☂、


برچسب‌ها: آدم و حوا
نوشته شده در دوشنبه 6 مرداد1393ساعت 23:22 توسط دختر آبان|

ای خدا چرا این آدم اینقدر وحشیه ؟؟؟؟چرا اینقدر سگ اخلاقه ؟؟؟روانیههه؟ اینقدر دلم گرفته دیگه خسته شدم از دستش چقدر بکشم آخه ؟؟؟چقدر تحمل کنم ؟؟؟ هر روز گه تر از دیروز آخه خدا من چیکار کردم گرفتار اینا شدم؟؟؟ بخاطر یه قبض تلفن که 33 روز از مهلت پرداختش گذشته توی تمام این روزها پولشو نداده حالا قرار فردا قطع بشه توی این چند ساعت باید پرداخت بشه و من گناه کبیره کردم که با 1818 پرداخت نکردم و با آپ پرداخت کردم گناه منم اینه که اگه قطع بشه تقصیر منه ... اینقدر سرم داد کشیده سر درد گرفتم خدا خودشو و مادر گه شو لعنت کنه با این اخلاق های سگشون خدایا خسته شدم چقدر گریه کنم چقدر صبوری کنم چقدر توخودم بریزم آخه دیگه حتی حوصله درد دل کردن با هیچکسو ندارم فقط اینجا برام مونده لعنت به این زندگی بد من 

 

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 22:14 توسط دختر آبان|

نمی دانــم چـــــــــرا . . .
بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده ام
بــه " تــــو " !!
شــایـــد
فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم .

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 17:11 توسط دختر آبان|

ﺩﯾﺸﺐ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﻴﺶ ﺧﺪﺍ ...
.
.
.
.
.
.
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ 5 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﻮﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺯﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ

ﮔﻔﺘﺶ : ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺘﻢ :ﺧﺪﺍﺟﻮﻥ ﮐﻞ ﻋﻤﺮﻣﻮ ﻣﯿﺪﻡ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ !!

ﺧﺪﺍﺑﻐﻀﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺁﺩﻣﺎ

"" ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩﺕ ""

ﺑﻤﯿﺮﯼ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ...

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 13:7 توسط دختر آبان|

khodaya tanham nazar nemidunam bayad chi kar konam komakam kon khodet rahe dorosto behem neshun bede.dooset daram khodaye mehraboonam 

نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 13:3 توسط دختر آبان|

امروز یه روز فوق العاده بود پر از اتفاق ها و خبرهای عجیب و غریب. برای من که این چند وقت هیچکس حتی بهم اشتباهی هم زنگ نمیزد خیلی جالب بود که همش یهویی شد...

اولش اینکه آقا پستچی سیمکارت رایتل امروز برام آورد ولی فعال نمیشه کسی میدونه چطوری فعال میشه؟


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 0:38 توسط دختر آبان|

نماز عشق ترتیبی ندارد

چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست .( ارد بزرگ)

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر1393ساعت 16:19 توسط دختر آبان|

حوصلم سر رفته یه مشت آدم بدبخت و بی اراده دور وبرم هست که همشون به بدبختیشون راضین و هیچ تلاشی نمیکنن برای بهتر شدن و فقط غرغر میکنن .منم که میخوام زندگیمو عوض کنم اینقدر سوال و چرت و پرت میپرسن که آدم انگیزشو از دست میده همش میگن نه نمیشه نمیتونی ولی من نشون میدم که میشه و میتونم بشینن تماشا کنن.

دلم میخواد یه روزی بیاد اونیکه منو تنها گذاشت رفت پی عشق و حالش بیاد خوشبختی و موفقیت منو ببینه و حسرت بخوره هرکس هرچی میخواد بگه ولی من دوست دارم حسرت خوردن چند نفرو توی زندگیم ببینم و این باعث خوشحالیم میشه 

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر1393ساعت 15:21 توسط دختر آبان|

الفبای موفقیت

الف: اشتیاق رسیدن به نهایت آرزو

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خویشتن داری در برابر ، تهمت ها و ناسزاها

د: دوراندیشی برای تحول زندگی

ذ: ذکرگویی برای اخلاص عمل

ر: رضایتمندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکفتن علت ها

س: سخاوت برای گشایش در کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت داشتن

ض: ضرر را تحمل کردن

ط: طهارت و پاک بودن نیت در راهی که قدم برداشته ایم

ظ: ظلم نکردن و مظلوم نبودن

ع: عمل به دانسته ها

غ: غیرت نسبت به اهداف

ف: فکر بزرگ در سر داشتن

ق: قدرشناسی نسبت به همه

ک: کمال گرایی

گ: گذشتل: لزوم ایمان به قدرت لایزال

م: مشکلات را شکلات دیدن

ن: نداشتن ترس و هراس از تلاش

و: وابسته پنداشتن موفقیت خود فقط به 2 نفر : خدا و خودمانه : هدف دقیق و مناسب داشتن

ی: یافتن راه درست برای رسیدن به هدف

برگرفته از کتاب ((شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید)) نویسنده مسعود لعلی

 پ.ن: این مطلبو از یه وبلاگ کش رفتم کلیک راستشو بسته بود فکر کرده اینجوری دیگه هیچکس نمیتونه کپی کنه.چه کاریه آخه ! ارث باباتون که نیست اینکارا رو میکنید 

نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت 11:11 توسط دختر آبان|

سلام به همه

اول اینکه  ماه رمضون دیگه شورشو در آورده الان ساعت ده من دارم از گشنگی میمیرم تازه یه چیز وحشتناک دیگه هم  این که از کانال کولر به شدت بوی شیرینی تازه میاد آخه همسامون قنادیه والان من رو به بی هوشی هستم. یا الهاااااااا معبودااااااا عید فطر برسون  دیگه .

دوم اینکه دیشب یه عالمه سر والیبال حرص خوردم اگه اینا خسته بودن  و استراحت نکرده بودن  اون برزیل فلج چطوری تونسته ایتالیا رو سه –صفر ببره؟؟؟؟؟ حقشونه الان میخورن به ایتالیا و اون شامپو ایوان با سرویس هاو اسپک هاش سرویسشون میکنه بخدا حیف بووود از آمریکا ببازن خیلی الکی بازی باختن .

سوم اینکه جونم براتون بگه  امشب آخرین شب قدره هممون قدرشو خیلی خوب بدونیم ایشالله برای همه بهترین ها رقم بخوره .خیلیها هستن از خدا دلگیرن و باهاش قهرن امشب یه یا الله بگن ایشالله به حاجت دلشون برسن به حق این شب بزرگ.

ازهمه التماس دعا دارم یه خانومی هست سرطان خون داره براش دعا کنید و اینکه بابابزرگ خودم شش ساله دیالیز میشه دعاکنید حالش بهتر بشه دلش میخواد خونه ای که دارن میسازنو ببینه و بره توش زندگی کنه. ایشالله خدا همه مریض هارو خوب کنه.

 امشب هرچی از خدا بخوایم کمه .برای خودمم التماس دعا دارم وسط آمین هاتون منم یاد کنید اگه لایق دونستید...

چهارم هم یه چیزی میخواستم بگم ولی الان خون به مغزم کم میرسه یادم نمیاد

فعلا همین

شاد باشید

 

نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت 10:37 توسط دختر آبان|


آخرين مطالب
» POST SABET
»
» ruzhaye moharam
» روزای سخت
»
» من و قولم
» حس نوشتن
» 19mordad
»
» خدایا...
قالب برای بلاگ